
در دویست سال اخیر غالبا تفویض مشاغل و مناصب دولتی روی خصوصیات و اغراض خاصی بوده است . از آن جمله " وزیر نظام" حاکم تهران بنایی بیسواد بود ، وی دختری داشت بسیار زیبا که کامران میرزا پسر ناصر الدین شاه او را به همسری انتخاب کرد ، البته شغل یک چنین پدر زنی ممکن نبود بنایی باشد ، به همین لحاظ ترقی کرد تا به وزارت رسید ، میگویند روزی وزیر نظام که همیشه قلمدانی را باز کرده و برای ادعای فضل در جلوی خود می گذاشت تا با سواد جلوه کند ، با مخاطب خود بر سر یک موضوع سخت بر آشفت، وی ناگهان قلمدان را برداشته و در کمال عصبانیت گفت : مردیکه پدر سوخته ، میخواهی با این تیشه توی سرت بزنم ؟!!