تبليغاتX
.: عکسهای مجلات قدیمی وشعر و ترانه :.
چیزی به نام سیاست
پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388

چند روز پیش برای مطرح کردن  پاره ای از مشکلات محلی همراه با چند تن ازدوستان  کسبه به شورای شهرمان مراجعه کردیم، بعد از دقایقی که در انتظارورود رییس شورا گذشت،ایشان با رویی گشاده در حالی که ما را دعوت به نشستن می کرد از ما خواست که مشکلمان را مطرح کنیم ، پس از طرح خواسته هامان و گفتن اینکه ،ای کاش شما و دیگراعضای شورا  به قولها و وعده های قبل از انتخاب شدن عمل میکردید و اینگونه شهروندان را درگیر مسایلی که جزو وظایف خودتان است نمی کردید  ....

مسوول مربوطه در حالی که سراپا گوش بود و در حال بالا پایین کردن دانه های تسبیحش به نقطه نامعلومی چشم دوخته بود ،بعد از اتمام سخنان  ما با حالت مستا صل و خجا لت زده ای ( که قبل از این در ایشان سراغ نداشتیم ) گفت : والله  قبل از رای گیری من برای خوش خدمتی قولهایی دادم تا بتوانم رای لازم رابه دست  بیاورم و اکنون که  خود درگیر مسایل کاری وبوروکراسی اداری شدم متوجه شدم که چه  وظیفه سخت و طاقت  فرسایی بر دوشم سنگینی می کند و ....

 بعد از اتمام جلسه و خروج از شورای شهر، بعضی از دوستان در حالی که دلسوزانه با گفته های آقای مسوول شورا همصدا شده بودند و گویا خود شان نبودند که تا ساعاتی پیش با توپ پر جهت مطرح کردن بی عدالتی و کم کاری همین آقایان به شورا مراجعه کرده بودند، برای این برخورد معصومانه و صادقانه!! به نوعی او را تحسین میکردند . 

من که از این صداقت غیرقابل باور و شاید ریا کارانه این آقا، احساس چندان جالبی نداشتم در این اندیشه بودم که خوب است  این عضو گرامی شورا، نفر اول انتخابی شهروندان محترم شهر است ، وای به حال نفرات بعدی که در پست معاون و ...مشغول به خدمت گذاری هستند.

 چرا حالا که او خود اذعان به ناتوانی در خدمت به مردم میکند ، این مهم را به شخص دیگری  نمی سپارد؟

آیا همین شخص در دور بعدی خود را کاندید این پست نخواهد کرد ؟

آیا در تبلیغات انتخابات بعدی به ضعف مدیریتی خویش اشاره خواهد کرد ؟

و چندین آیای دیگر ...

من هیچگاه از بحث های سیاسی و مجادله های اینچنینی دل خوشی نداشته و در حد امکان سعی در کناره گیری از این دست مسایل را دارم، ولی در افکار خود با سبک سنگین کردن اتفاقات سیاسی و چینش پازل واری از رویداد های  اتفاق افتاده ،  سعی درآن دارم  که بتوانم از تناقضات ، صداقت ها ، دروغها ، سیاست بازی ها ،شعارهای واهی ، وعده های انجام گرفته و نگرفته ، خدمت گذاری ها صادقانه و بدون چشم داشت  و ... خیلی چیز های دیگر به مطلوبی برسم که در ذهن خود ساخته ام و مطمین هستم حداقل این سود را برای من  دارد که  سنگ چیزی را به نام سیاست به سینه نمیزنم که روزی صاحب آنرا به عرش و روز دیگر به خاک ذلت می کشاند.

  

Posted by ج .آ @ 21:14 |