
دو سال قبل (1332) عده ای از بازاری ها به دیدن آیت الله کاشانی رفته
و از او تقاضا کردند که اولا آیت الله دستور بدهند که زنها چادر سر کنند و دیگر اینکه خانمها را از ادارات بیرون کنند. آیت الله گفت : والله امروز ما سر گرم مبارزه یی حیاتی هستیم بدیهی ست که متوجه این مسایل هستیم ،البته بموقع اقدام می کنیم ...
یک حاجی بازاری که نزدیک ایشان نشسته بود اصرار کرد: پس اقلن دستور بفرمایید خانمها را از ادارات بیرون کنند ، چرا مردها بیکار بمانند و خانم ها کار کنند . آیت الله بدون آنکه جواب سوال را بدهد از وی پرسید :حاج آقا چند تا زن داری ؟
او گفت: یکی حاج آقا!
آیت الله کاشانی گفت : الان تعهد کن، یکی از زنهای اداری را عقد کنی و متکفل خرج او بشوی ، من دستور میدهم او را بیرون کنند . بعد رو کرد به حضار و گفت : هر کدام از شما اصرار دارید که زنها اخراج شوند ، باید همین کار را که گفتم بکنید . در این موقع بود که همه سر به زیر انداختند زیرا کسی حاضر به قبول این پیشنهاد نشد و به کلی روی سخن برگشت ...