تبليغاتX
.: عکسهای مجلات قدیمی وشعر و ترانه :.
نصرت الدوله و زندان!!
دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388

 

نصرت الدوله در وزارت داد

مردی آزاده را به بند نهاد

اکتفا هم نکرد به زندانش

کرد روانه به سوی سمنانش

زین بتر داد در نهان دستور

تا به ره نفله اش کند مامور

او به پندار اینکه مامور است

هر چه گفتند و کرد معذور است

بین ره زد گلوله اش بر پشت

به بهانه ی فرار ، او را کشت

جسد مرد را به سمنان برد

بهر شستن به مرده شوی سپرد

لیک بعد از گذشت سالی چند

نصرت الدوله خود فتاد به بند

به تبعید او ز خطه  ری

کرد مامور ، راه سمنان طی

شد به سمنان مکان به زندانش

خفه اش کرد ، پس نگهبانش

چون به غسالخانه اش بردند

به همان مرده شوی بسپردند

مرده را مرده شوی نداند کیست

ضامن دوزخ و بهشتش نیست

جسدش را بشست دیگر بار

داستان گذشته شد تکرار

قتل آن بندی اگر چه ننگین بود

سرنوشت وزیر هم این بود!!

                                         تویسرکانی

 

Posted by ج .آ @ 13:35 |
ازدواج رنه دکارت
چهارشنبه چهارم دی 1387
 

می گویند روزی از رنه دکارت فیلسوف معروف (که تا آخر عمرش ازدواج

 نکرد)  پرسیدند: چرا ازدواج نمی کنی؟

او در پاسخ گفت :چون هیچ زنی را زیبا تر از حقیقت نیافته ام.

Posted by ج .آ @ 13:49 |
معامله
سه شنبه سوم دی 1387
داشت مردی زنی چهل ساله

بود در استغاثه و ناله

 

که ای خداوند قادر بیچون

هست چل ساله بهر من افزون

 

به دگر گونه ام حواله بده

این بگیر و دو بیست ساله بده

  

عبدالرحمان تویسرکانی

 

Posted by ج .آ @ 13:29 |
استخاره
شنبه هجدهم آبان 1387
 

مردی با الاغ فرتوت خود به کنار رود خانه ای رسید که به ناچار میبایستی

از آن عبور میکرد ولی وضع آب طوری بود که خطر غرق شدن وجود داشت .

رهگذر سعی کرد محلی که  وسعت بیشتری داشته باشد و آب عمق کمتری

 برای عبور انتخاب کند .پس از مدتی راه پیمایی محل مناسب را پیدا کرد

ولی برای مزید اطمینان تصمیم گرفت استخاره ای بکند.

اتفاقا جواب استخاره بد بود چاره ای نداشت .دوباره براه افتاد تا محل

 مناسب تری را پیدا کرد اما در آن جا هم استخاره منفی بود .

بالاخره به محلی رسید که عرض رودخانه کم بود ولی عظمت آب زیاد که

 غرش کنان عبور میکرد. مرد فکری کرد و دست با استخاره شد که چطور است

 از اینجا عبور کنم .؟ این دفعه استخاره بسیار خوب جواب داد.

مرد رو به آسمان کرد و گفت:آخه خدا انصاف بده تو خودت از اینجا می توانی بگذری که به من و الاغ مردنی من جواز عبور میدهی ؟

Posted by ج .آ @ 9:54 |
روز قیامت
دوشنبه سیزدهم آبان 1387
 

گویند:مرحوم مشیرالسلطنه سالی دو ماه روضه خوانی میکرد و شیعیان را

 اطعام میکرد و در روز آخر ماه خاخام یهودیان و کشیش مسیحیان را

 دعوت میکرد.  روزی محمد علی شاه از وی پرسید: که در مجلس روضه خوانی

 چرا  مسیحیان و یهودیان را دعوت میکنی؟ او گفت :قربان کار از محکم

 کاری عیب نمی کند. بنده سالی دو ماه در مجلس عزای خامس آل عبا. شیعیان

 را اطعام میکنم و از بابت احتیاط دو روزی هم نمایندگان یهود و مسیحی

 را دعوت می نمایم .کسی چه میداند شاید حق با آنان باشد .اینکار را میکنم

که روز قیامت کلاهم پس معرکه نباشد..!

Posted by ج .آ @ 21:51 |