تبليغاتX
.: عکسهای مجلات قدیمی وشعر و ترانه :.
تابلو
چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388
Posted by ج .آ @ 17:59 |
گوگوش
چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388
گوگوش
Posted by ج .آ @ 12:36 |
شورانگیز طباطبایی
سه شنبه بیستم مرداد 1388
Posted by ج .آ @ 14:22 |
اسیر زندگی
دوشنبه نوزدهم مرداد 1388
خدايا کفر نمي‌گويم

پريشانم

چه مي‌خواهي‌ تو از جانم؟!

مرا بي‌‌آنکه خود خواهم، اسير زندگي ‌کردي

خداوندا!

اگر روزي ‌زعرش خود به زير آيي

لباس فقر پوشي

غرورت را براي ‌تکه ناني

‌به زير پاي‌ نامردان بياندازي‌

و شب آهسته و خسته

تهي‌ دست و زبان بسته

به سوي ‌خانه باز آيي

زمين و آسمان را کفر مي‌گويي

نمي‌گويي؟

خداوندا!

اگر در روز گرماخيز تابستان

تنت بر سايه‌ي ‌ديوار بگشايي

لبت بر کاسه‌ي‌ مسي‌ قير اندود بگذاري

و قدري آن طرف‌تر

عمارت‌هاي ‌مرمرين بيني‌

و اعصابت براي‌ سکه‌اي‌ اين ‌سو و آن ‌سو در روان باشد

زمين و آسمان را کفر مي‌گويي

نمي‌گويي؟

خداوندا!

اگر روزي‌ بشر گردي‌

ز حال بندگانت با خبر گردي‌

پشيمان مي‌شوي‌ از قصه خلقت، از اين بودن، از اين بدعت

خداوندا تو مسئولي.

خداوندا تو مي‌داني‌ که انسان بودن و ماندن

در اين دنيا چه دشوار است،

چه رنجي ‌مي‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است

                                                                   

 دکتر شریعتی

Posted by ج .آ @ 13:59 |
حکایت عمر
یکشنبه هجدهم مرداد 1388
مرا گفتند جمعی مهربانان                     

 چو دیدندم ز غم در اضطرابی 

که خوش می باش کز دوران گیتی

عمارت باز یابد هر خرابی

کشیدم از جگر آهی و گفتم

بدان صاحب دلان نیکو جوابی :

چه سود آنگه که ماهی مرده باشد

که باز آید به جوی رفته آبی...

  ابن یمین فریومدی

 

Posted by ج .آ @ 20:21 |