تبليغاتX
.: عکسهای مجلات قدیمی وشعر و ترانه :.
سرتیپ آریانا
شنبه بیست و ششم بهمن 1387
 شوخی در محافل جدی 7

 از سر تیپ آریانا نقل قول میکنند که میگفت:  روزی در لشگر گارد از سربازان پرسیدم وطن چیست ؟ سربازی به نام گل علی که گویا، جواب را قبلا از معلم خود شنیده بود؛  طوطی وار گفت: قربان ، وطن یعنی ناموس ... یعنی خانه پدری و اجدادی من.... یعنی مادر من ...

سپس سرتیپ گفت : من از سرباز بغل دستی او پرسیدم خوب تو بگو ببینم وطن چیست؟

سر باز فکری کرد و سپس به سادگی جواب داد: وطن یعنی مادر گل علی !!

Posted by ج .آ @ 13:25 |
منوچهر احترامی
پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387

 

              منوچهر احترامی طنز پرداز معاصر از میان ما رفت.

اما  خاطره ی او همیشه با ماست.برای اینکه یادی از او کرده باشم ، یکی از ترانه های فکاهی او را که در سال 1355 در برنامه صبح جمعه، توسط زنده یاد عزت الله مقبلی وهمچنین آقایان منو چهر آذری و رضا عبدی ،اجرا گردیده را خدمت شما دوستان عزیز،جهت یاد آوری طبع لطیف و طنازانه اوتقدیم می دارم . روحش شاد

                                    دانلود

  

Posted by ج .آ @ 23:48 |
رسانه ملی و جشنواره فیلم فجر
چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387
 

باز هم جشنواره فیلم فجر، با تمام کش و قوس و بالا و پایینی  که داشت به انتهای کار خود رسید و هر کسی که لیاقت داشت ، سیمرغ و دیپلم  افتخار وسکه و... را به خانه اش برد .قبل از جشنواره در محافل هنری و مطبوعات ،جشنواره امسال را به خاطر حضور کارگردان های معروف و تنوع سلیقه ها ، یکی از بهترین آوردگاه های هنری نامیده بودند، واهالی سینما و  دوست داران آن ؛ خود را برای روزهای پر نشاطی حاضر میکردند. . . روز های ابتدایی کار ،فیلمها ی کارگردان های معروفی مانند ، بیضایی، تهمینه میلانی،ابوالحسن داوودی و... نتوانست انتظارات لازم را بر آورده سازد و با انتقاداتی که از محتوا و فرم اجرای آثار صورت پذیرفت ،گاه باعث برخورد های دور از انتظاری از جانب پدید آورندگان آن شد.
هر چه به پایان جشنواره نزدیک می شدیم ، علاقه مندان فیلم ها با اظهار نا امیدی ،خود را به روز های پایانی دل خوش می کردند تا مگر فرجی حاصل گردد و یخ ندیدن فیلم های خوب و با ارزش به نوعی شکسته شود .
خوشبختانه این کار صورت پذیرفت و با نمایش فیلمهایی مثل  تردید(واروژ کریم مسیحی) در باره الی (اضغر فرهادی) عیار 14(پرویز شهبازی)....چراغ جشنواره پر نور تر شد و این امید در دل هنر دوستان به بار نشست ، که سینما هنوز زنده و پویا ست و هنوز می توان به آینده این هنر در کشورمان امیدوار بود .
نکته دیگری  که دست کمی از خود جشنواره ندارد و شور و شوق تماشای آن - همیشه   -  از خود جشنواره بیشتر بوده ، مراسم اختتامیه آن بوده که هر سال طبق یک قانون نا نوشته ،در صدا و سیمای ما، به هیچ وجه مورد عنایت قرار نگرفته و ببیندگان جان !!  را در حسرت پخش مستقیمش قرار داده بودند و هنوز هم می دهند.
پس از این چندمین دوره این اتفاق سینمایی ،هیچ گاه رسانه ملی ، نخواسته و یا نتوانسته پاسخ درستی در مورد این سهل انگاری بی دلیل به ذهن پرسشگر بینندگان بدهد، که چه چیزی میتواند باعث این بشود که یک مراسم رسمی دولتی ،که حتما با ضوابط و معیار های ملی و مذهبی ما سازگار است، اینچنین مورد بی مهری قرار گرفته که اگر هم طبق سنوات قبل قسمتهایی از آن را به طور زنده از تلویزیون پخش  میشد ، گاه با کیفیت بد و یا با پرش تصویر بوده یا آن گونه ای نبوده که در شان ما بینندگان عزیز!! بوده باشد .
چندین سال قبل که ماهواره و اینترنت و رسانه های ارتباطی این چنین در زندگی ما وجود نداشت ، خودمان را راضی به پخش قسمتهای کوتاهی که بالاجبار از تلویزیون پخش میشد می کردیم و انتظار زیادی از آقایان نداشتیم تا لطف کنند و ما را درجریان اتفاقات اطراف مان قرار دهند(از جمله جشنواره ) ، ولی اکنون و در زمان حال که هر فردی میتواند با داشتن حداقل یک  گیرنده ماهواره از نتایج جشنواره "کن و گلدن گلوب و اسکار" به سادگی مطلع شود ، آیا اعلام نام  شفاهی و سریع برندگان از بخش های مختلف خبری ،آن هم وقتی تازه گی خود را از دست داده و به قولی بیات شده ، می تواند حس دوست داشتنی دیدن مراسمی را داشته باشد، که هزاران نفر بی صبرانه منتظر دیدنش هستند.
یکی از کارهایی که می تواند به رشد فکری و تعالی جامعه کمک کند ، ایجاد زمینه برای  خود باوری و سهیم دانستن مردم در امور جاری ست ، و این به دست نمی آید مگر با همکاری  رسانه ها که سهم عمده ای در فرهنگ سازی  جامعه دارند. خلف وعده ، کم ارزش کردن بیننده ، شفاف نبودن با مخاطب و...  نمیتواند نتیجه ای داشته باشد الا پناه آوردن به کانال های ماهواره ای و رو گردان شدن آنان از رسانه ملی ....
    

 

Posted by ج .آ @ 16:58 |
شبانه
سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387
 

در دشت تشنگی ها مردیم و آبی نبود

 حوض بلور باران ، غیر سرابی نبود

 اندیشه سپیده، به تیرگی گرایید

 در هییت سیاهی، نور شهابی نبود

  در چشم لاله گونم ، کبوتران زخمی

از بیم تیر صیاد ، توان خوابی نبود

 شبانه گریه کردیم ، در سوگ تشنه بودن

 غیر از صدای رگبار ما را جوابی نبود

 هر آنچه دیده بودیم ، در ساغر زمانه

جز خون دیده ما ، دیگرشرابی نبود

 

 ترانه زیبایی با صدای مازیار که نام شاعرش را متاسفانه نمی دانم.

 

Posted by ج .آ @ 12:10 |