
آپلود رایگان عکسمن دوستی دارم که توی بیمارستان کار می کند و می گوید که: مردم در لحظات آخر زند گی شان هرگز در باره موفقیت هایشان ، ثروت شان، کتاب های مورد علاقه شان و کارهای مهمی که کرده اند حرف نمی زنند ، بلکه فقط از عشق ها و حسرت ها یشان می گویند …"
اینها قسمتی از سخنان براد پیت هنر پیشه معروف هالیوود در باره فیلم تحسین شده موردعجیب بنجامین باتن ساخته دیوید فینچر کارگردان بنام است .که در آخرین شماره نشریه همشهری جوان خواندم و دیدم بد نیست برای این پست از آن استفاده کنم .خود مطلب گویا ی آن چیزی ست که حتما برای همه ما- دیر یا زود - اتفاق خواهد افتاد پس بهتر است تا زنده هستیم، تکلیف مان را با عشق ها و حسرت هایمان مشخص کنیم ...به قول شاعر : شاید ای دل نرسیدیم به فردای دگر.. فقط همین...
انوشیروان سپهبدی- یکی از نمایندگان مجلس دوره مشروطه- بیشتر از سایر نمایندگان به طبیب مراجعه میکرد . روزی سناتور لسانی از وی پرسید:آ خر مراجعه مکرر به طبیب چه فایده یی دارد؟
سپهبدی جواب داد :هر وقت کسالت جزیی داشته باشم ،فورا به طبیب مراجعه می کنم، چون معتقدم آنان هم بالاخره باید زندگی کنند .چون نسخه را می گیرم نزد دارو ساز رفته و دارو ی خود را میخرم ،چون میدانم دارو ساز هم باید زندگی کند .همین که به خانه رسیدم فورا نسخه و دارو را میسوزانم...
لسانی با تعجب پرسید :اینکار را چرا دیگر میکنید ؟
در این موقع سپهبدی لبخندی زد وگفت :آخر برای اینکه، خودم هم باید زندگی کنم!دردوره های اولیه مجلس ، دولت وقت لایحه ای تقدیم مجلس نمود که از مشروبات الکلی خارجی گمرک سنگینی دریافت شود.روز تصویب ،مدرس بالای تریبون رفت و در وصف این لایحه نطقی ایراد کرد که در صورت جلسه مجلس موجود است .
نطق وی چنین است :"مسکرات از روز ظهور دین مبین اسلام تا حال حاضر و تا قیام قیامت حرام بوده و می باشد .اما اگر کسی خواست زهر مار کند ، چرا دیگر مشروبات خارجی که حرام اندر حرام است بنوشد؛از شرابهای عالی اصفهان خودمان بخورد و پول هم از مملکتمان خارج نشود ..!