تبليغاتX
.: عکسهای مجلات قدیمی وشعر و ترانه :.
عشق
دوشنبه سی ام دی 1387
 

هرگز نمی توان گفت : بی عشق میتوان زیست

آیا کسی در این شهر، درگیر عاشقی نیست ؟

 

Posted by ج .آ @ 13:5 |
شوخی در محافل جدی (3)
یکشنبه بیست و نهم دی 1387
 

مرحوم دکتر غنی مردی شوخ طبع و بذله گو بود، در مسافرتی که به اروپا رفته بود،روزی در قطار کتاب میخواند، سپس عینکش را برداشت و کنار نیمکت خود گذاشت و کتاب را بست. اتفاقا در همین موقع دختر خانمی وارد کوپه شده و بدون توجه به عینک، در کنار دکتر بر روی آن نشست. چند لحظه بعد خانم احساس کرد زیرش ناصاف است؛ بلند شد تا علت را بداند فهمید که روی عینک نفر بغل دستی خود نشسته است، آن را برداشت وبا کمال معذرت به وی داد و گفت: عذر میخواهم  که عینک را ندیدم .دکتر در این لحظه با خنده گفت: خودتان را ناراحت نکنید، عینک من از این چیزها زیاد دیده است و چشم و گوشش پر است.!

Posted by ج .آ @ 11:22 |
یوزارسیف
شنبه بیست و هشتم دی 1387
 

دیشب در سریال حضرت یوسف ،در پلانی که یوزارسیف در حال سرکشی از مزارع گندم در اقصی نقاط مصر بود؛ برای دقایقی میهمان سفره خانواده کشاورزی شد.بعد از گفتگو با آنان در خصوص نگهداری گندم ها هنگام خداحافظی در حالی که متوجه شدند که او یوزارسیف است، همه با تعجب  به هم نگاه کرده و برای او آرزوی موفقیت کردند، در این میان دختر خانواده که حدود دوازده سالی بیشتر نداشت ، رو به برادر خود کرد و گفت :چقدر زیبا بود !

من  متحیّر از این همه نبوغ کارگردان که چه دیالوگی پر و پیمانی!! را در دهان این دخترک قرار داده است .پیش خود گفتم :اگر آنها متوجه نمی شدند که او یوزارسیف است ،آیا آن دخترک کم سن سال این حرف بزرگتر از سن و سالش را بر زبان میراند ؟ آن هم نزد برادر خود..؟

  از همان قسمت های نخستین سریال، نقاط ضعف به صورت مشهودی بیننده- حرفه ای - را می آزرد و می آزارد.

 علیرغم توصیه های گاه و بیگاه کارگردان در خصوص بهتر شدن کار در قسمتهای بعدی و گارد گرفتن های حق به جانب از طرف وی  در مصاحبه های  مطبوعاتی از ساخت سریال  ، تا  اینجای قصه که ما شاهد دکورهای نسبتا سطحی و کم بعد ،دیالوگ های ضعیف و گاه آزاردهنده، پرداخت سهل انگارانه و ....بودیم و هستیم . امیدوارم علیرغم زحمات کشیده شده از طرف سازندگان که باعث ساخت اثری شده که در بین بینندگان آن چالش های فکری و هنری ایجاد کرده ،بعد از این شاهد آثاری باشیم که در زمینه های تاریخی و  دینی،(-با عنایت ویژه به ظرافت های هنری ) توجه بیشتری به آسیب ندیدن اصل واقعه و کم رنگ  شدن بعد معنوی آن داشته باشند. زیرا یک کارگردان ممکن است  با ساخت ضعیف و سرسری از یک موضوع  باعث هدر رفتن آن  سوژه شده و تا سالیان سال تماشاچی را در حسرت یک اثر خوب و ماندگار بگذارد.

 

Posted by ج .آ @ 13:49 |
برف
جمعه بیست و هفتم دی 1387
Posted by ج .آ @ 9:33 |
نورسیده تلفنی
پنجشنبه بیست و ششم دی 1387
حتما این روزها  تبلیغات مربوط به اینکه با شماره تلفن  فلان تماس بگیرید و قصه بشنوید-البته برای کودکان - را در رسانه ها دیده و یا خوانده اید. این هم یکی دیگری از مواهب تکنولوژی  و دستاورد های بشری.... من در ابتدا فکر کردم عجب کار جالبی میتواند باشد، که گاهی اوقات برای در امان ماندن از شلوغ کاری دلبندان عزیزمان آنها را مشغول و سرگرم به این پدیده نو رسیده بکنیم؛ وهم با این عمل به آنها فرصت فراگیری دانش و فرهنگ ،البته به صورت شفاهی را بدهیم.

نا گفته نماند ظهور هر پدیده یی خاستگاهی جز کمبود و نیاز بشری برای رفع نیازهای زندگی نمی تواند باشد و این نورسیده تلفنی شاید بتواند جای خالی بعضی از پدران و مادرانی را که در گیرودار این زندگی ماشینی،  روز و شب مشغول کار و فعالیت هستند تا آینده روشنی برای فرزندان شان فراهم کنند را پر کند.

هر چند من به شخصه با این نوع  از کار فرهنگی موافقم ولی نمیتوانم خود را راضی به این کار کنم که به جای همفکری و نزدیکی با کودکم و داشتن حضور فیزیکی قابل قبول در کنار خانواده ،ذهن ساده و بی غل و غش او را به صدای یک نواخت و بی روح یک گوینده  مخدوش سازم. که حتی ممکن است بعد ها به خاطر همین سهل الوصول بودن،  از لالایی گفتن و قصه گفتن های من و مادرش فراری باشد.

در روزگاری که  پدیده هایی چون تلویزیون،ماهواره ، اینترنت، بازی های رایانه یی، چت و...پیرامون ما را فرا گرفته.... جدا از کاربردهای مثبتی که میتوانند داشته باشند- که دارند – خود باعث دور افتادن اعضای خانواده از یکدیگر شده  و نسلی را پرورانده که به جای تفکر و تعقل در زندگی ، بیشتر به ظاهر امور توجه کرده و خود را دربست در اختیار این شیران  بی یال و اشکم قرار داده اند.

حتما شما نیز در نزدیکان  خود افرادی را میشناسید که  میگویند :کودک ما با هوش است و باید برای او امکانات خوبی  فراهم  کنیم تا در بین همسن و سالان خود سرخورده و منزوی نشود، ولی غافل از اینکه  وظیفه اصلی پدر و مادر سعی در رشد دو جانبه جسم و روح کودک میباشد و نادیده گرفتن هر کدام از این دو فاکتور خسارت جبران ناپذیری برای آنان در پی خواهد داشت.

 

Posted by ج .آ @ 8:24 |