
آپلود رایگان عکس
بخوان بخوان که صدای تو بال پرواز ست
بخوان که زمزمه ات رود خانه ی راز ست
بخوان بخوان که طنین صدای غمگینت
پرنده قلل کوه های قفقاز ست
تو با ترانه ی خود گریه میکنی عاشق
بخوان که با تو دل خسته ام هم آواز ست
صدای ساز تو ابری شد و به گریه نشست
چه برکه ای ست که با سینه تو دمسازست
بخوان که ریزش باران تلخ نغمه ی تو
برای گریه من بهترین سر آغاز ست
اسیر جذبه ی خورشید کیستی که چنین
صدای گرم تو مانند آسمان باز ست
بیا که هر دو غریب دیار خویشتنیم
بخوان که در دل ما درد نغمه پرداز ست
شاعر :ناشناس
یکی از شاخه های شعر که همیشه مورد علاقه من بوده وبا خواندن آن جدا از بار فکری که داشته لحظات با نشاطی را برایم به ارمغان آورده شعر طنز بوده که هم وجه فرهنگی اش نظر مخاطب را(نسبت به دیگر شاخه های شعر ) به خود جلب میکند و هم بابت یاد آوری مشکلات و به هجو گرفتن کمبودها وارایه شیوه های طنز گونه باعث انبساط خاطر در شنونده میشود .
حال برا ی اولین بار این حقیر سراپا تقصیر دفتر اشعار محقرش را گشوده و میخواهد چکه هایی از اشعار طنزش را برای داوری به عرصه آزمون بگذارد و خود میداند که به قول یکی از شعرای گرانمایه :وقت عزیز کلمات را گرفته است.ولی چشم انتظار نظرات دوستان عزیز هستم شاید با ارایه نظرات ارزشمندشان این کمترین را مورد لطف قرار داده و خطاهای قلمی وفکریم را یاد آور شوند .
منم آنکه مصائب کرده داغم
دمادم مشکلات آید سراغم
اسیر چنبر طرح ترافیک
ز پا افتاده ای پشت چراغم
*
دو صد افسوس بر اوضاع جیبم
که در شهر درآمد ها غریبم
بگو با این مخارج ها چه جوری
بدم فیش حقوق دست حبیبم
*
من از دنیا کمی دارم شکایت
چرا نا مردمی ها گشته عادت
تا کی باید واسه احقاق حقم
تو صف وایسم واسه سهم عدالت