
آپلود رایگان عکس
دو غمناک
غمی در سینه دریا نهفته ست
که میخواهد بر افشاند به ساحل
چو میبیند که ساحل ژرف خفته ست
نگه میدارد آن را باز در دل
به جان ساحل آشفته اما
غمی دیگر در دوزخ گشاده ست
شفا میخواهد از آغوش دریا
ولی چون مرده بر جای اوفتاده ست
کنار هم دو سر گردان دو غمناک
خبر از درد یکدیگر ندارند
یکی را آرزو آب و یکی خاک
دریغا عشق را باور ندارند
محمود کیانوش
شده تا الان با خودتون فک کنین اگه یه روز مثه قصه ها این اتفاق براتون افتاد که تک و تنها تو یه جزیره دور افتاده تنها بشید چی با خودتون ببرید ؟ لابد خیلی از مواقع تو کتابها و مجلات جواب این سوال رو که بعضی ها دادند رو شنیدید :که یکی میگه با خودم دیوان حافظ میبرم و یکی دیگه میگه عکسای خانوادگی مو ...
حالا امروز من میخوام جدا از این دو مقوله که حتما با خودم میبرم چند تا از چیزایی که فک میکنم میتونه من و از تنهایی تو جزیره نجات بده رو براتون نام ببرم .البته این چیزایی که میخوام با خودم ببرم نظر طنّازا نه من نسبت به مسایل روز مره ست .بسته پیشنهادی من البته واسه خودم این چیز اس....
1_دوره کامل لغت نامه دهخدا رو میبرم تا با خوندن ش بفهمم تا به امروز چه قد نسنجیده حرف میزدم و معنی خیلی چیزایی مثه آزادی .عدالت اجتماعی و...رو که فکر میکردم میدونم رو نمیدونم !
2/-کارت عابر بانک مو میبرم و با اونکه میدونم تو اون جزیره بانکی وجود نداره هیچ ناراحتم نمی شم چون الان که حتی نرفتم تو جزیره .این کارت واسه ام کارایی لازم رو نداره و در هیچ یک از لحظات شبانه روز در خدمت کاربر محترم نمی باشد !!
3_یه دستگاه پخش باتری خور با یه سی دی ام پی تری پر و پیمون ا ز بعضی ترانه های رپ با خودم میبرم تا با نزدیک شدن حیوانات درنده چیزی داشته باشم تا اونا رو فراری بدم !!
4_یه بغل از اون لایحه و تبصره هایی که همیشه تصویب میشه تا معضل بیکاری و مشکل ازدواج و وضع معیشتی مردم رو حل کنه و آخر شم نفهمیدیم که کی میخواد حل بشه میبردم تا دلگرمی داشته باشم که یه روز ممکنه تنهایی منم (مثل این مشکلات) تو این جزیره هم سر بیاد و مشکلم حل بشه !که میدونم نمیشه !
5_ چن قسمت از سریال ای تلویزیون رو از جمله یوزارسیف و روز حسرت رو میبرم تابه خودم بقبو لو نم که گاهی اوقات تنها بودن و دور بودن از تکنولوژی میتونه بهترین موقعیت بشری باشه!!
6_ بردن یه نسخه از فیلم جدید گلشیفته هم میتونه دلیل خوبی باشه واسه اینکه بتونم به این باور برسم که آدم میتونه تا چقدر مقهور شهرت بشه ! و چقدر راحت میتونه محبوبیت ش را از دست بده!
7_ بردن چن نسخه از نشریات زرد هم علیرغم اینکه پرستیژ رو میاره پایین (آخه تو اون جزیره پرستیژ به چه دردی میخوره ) فکر بدی نیس چون با خوندن چن تا مصاحبه مایلی کهن و فیروز کریمی و...میتونم کلی بخندم و شاد باشم و از اینکه از چه جامعه متمدنی دورم حسرت بخورم.!
8_راستی یادم نبود اصل کاری رو داشتم فراموش میکردم یه چند تایی دفتر و قلم ببرم شاید تو این مدتی که اونجا هستم خدا رو چه دیدید اومد و شانس من دانشگاه آزاد یه شعبه هم تو این جزیره زد و ادامه تحصیل دادم. مگه اینجا چه چیزی کم از فلفل آباد و دار قوز تپه داره !
9_از هر چیزی که لازم بود برداشتم الا تلفن همراه مو که اینجا مطمئن هستم دور از دسترسم و واسه یه بارم که شده مقصر منم و تقصیر دستگاه عریض و طویل مخابرات نیست!!
10_دیگه بسه هر چی برداشتم آخه ما که شانس نداریم دیدی اینارو با کلی زحمت برداشتیم و هلک هلک رفتیم جزیره تنهایی . ولی دیدیم اونجا رو به علت اینکه تو طرح شهرداری قرار داره فعلن درشو بستن !