تبليغاتX
.: عکسهای مجلات قدیمی وشعر و ترانه :.
ستار
پنجشنبه سی ام آبان 1387
Posted by ج .آ @ 11:40 |
حمیرا
دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387
Posted by ج .آ @ 21:38 |
گوگوش و منوچهر نوذری
یکشنبه بیست و ششم آبان 1387
 

برنامه صبح جمعه با شما (۱)

اسفند ماه ۲۵۳۵

گوگوش و منوچهر نوذری

دانلود

Posted by ج .آ @ 10:38 |
دو غمناک
جمعه بیست و چهارم آبان 1387
 

دو غمناک

 

غمی در سینه دریا نهفته ست

 که میخواهد بر افشاند به ساحل

 چو میبیند که ساحل ژرف خفته ست

 نگه میدارد آن را باز در دل

 

 به جان ساحل آشفته اما

 غمی دیگر در دوزخ گشاده ست

 شفا میخواهد از آغوش دریا

 ولی چون مرده بر جای اوفتاده ست

 

 کنار هم دو سر گردان دو غمناک

 خبر از درد یکدیگر ندارند

 یکی را آرزو آب و یکی خاک

 دریغا عشق را باور ندارند

 

محمود کیانوش

 

 

Posted by ج .آ @ 10:2 |
جزیره تنهایی
پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387
 

شده  تا الان با خودتون فک کنین اگه یه روز مثه قصه ها این اتفاق براتون افتاد که تک و تنها تو یه جزیره دور افتاده تنها بشید چی با خودتون ببرید ؟ لابد خیلی از مواقع تو کتابها و مجلات جواب این سوال رو که بعضی ها دادند رو شنیدید :که یکی میگه با خودم دیوان حافظ میبرم و یکی دیگه میگه عکسای خانوادگی مو ...

حالا امروز من میخوام جدا از این دو مقوله که حتما با خودم میبرم چند تا از چیزایی که فک میکنم میتونه من و از تنهایی تو جزیره نجات بده رو براتون نام ببرم .البته این چیزایی که میخوام با خودم ببرم نظر طنّازا نه من نسبت به مسایل روز مره ست  .بسته پیشنهادی من البته واسه خودم این چیز اس....

 1_دوره کامل لغت نامه دهخدا رو میبرم  تا با خوندن ش  بفهمم تا به  امروز چه قد نسنجیده حرف  میزدم و معنی خیلی چیزایی مثه آزادی .عدالت اجتماعی و...رو که فکر میکردم  میدونم رو نمیدونم !

2/-کارت عابر بانک مو میبرم و با اونکه میدونم تو اون جزیره بانکی وجود نداره هیچ ناراحتم نمی شم چون الان که حتی نرفتم تو جزیره .این کارت واسه ام کارایی لازم رو نداره و در هیچ یک از لحظات  شبانه روز در خدمت کاربر محترم نمی باشد !!

 3_یه دستگاه پخش  باتری خور  با  یه  سی دی ام پی تری  پر و پیمون ا ز بعضی  ترانه های رپ با خودم میبرم تا با نزدیک شدن حیوانات درنده  چیزی داشته باشم تا اونا رو فراری بدم !!

 4_یه بغل از اون لایحه و تبصره هایی که همیشه تصویب میشه تا معضل بیکاری و مشکل ازدواج و وضع معیشتی مردم رو حل کنه و آخر شم نفهمیدیم که کی میخواد حل بشه میبردم تا دلگرمی داشته باشم که  یه روز ممکنه تنهایی منم (مثل این مشکلات) تو این جزیره هم سر بیاد و مشکلم حل بشه !که میدونم نمیشه !

 5_ چن قسمت از سریال ای تلویزیون رو از جمله یوزارسیف و روز حسرت رو میبرم تابه خودم بقبو لو نم که گاهی اوقات تنها بودن و دور بودن از تکنولوژی  میتونه بهترین موقعیت بشری باشه!!

 6_  بردن یه نسخه از فیلم جدید گلشیفته هم میتونه دلیل خوبی باشه واسه اینکه بتونم به این باور برسم که آدم میتونه تا چقدر مقهور شهرت  بشه ! و چقدر راحت میتونه  محبوبیت ش را از دست بده!

 7_ بردن چن نسخه از نشریات زرد هم علیرغم اینکه پرستیژ رو میاره پایین (آخه تو اون جزیره پرستیژ به چه دردی میخوره ) فکر بدی نیس چون با خوندن چن تا مصاحبه مایلی کهن و فیروز کریمی و...میتونم کلی بخندم و شاد باشم و از اینکه از  چه جامعه متمدنی  دورم حسرت بخورم.!

 8_راستی یادم نبود اصل کاری رو داشتم فراموش میکردم یه چند تایی دفتر و قلم ببرم شاید تو این مدتی که اونجا هستم خدا رو چه دیدید اومد و شانس من دانشگاه آزاد یه شعبه هم تو این جزیره زد  و ادامه تحصیل دادم. مگه اینجا چه چیزی  کم از فلفل آباد و دار قوز تپه داره !

9_از هر چیزی که لازم بود برداشتم الا تلفن همراه مو که اینجا مطمئن هستم دور از دسترسم و واسه یه بارم که شده مقصر منم و تقصیر دستگاه عریض و طویل مخابرات نیست!!

10_دیگه بسه هر چی برداشتم آخه ما که شانس نداریم دیدی اینارو  با کلی زحمت  برداشتیم و هلک هلک رفتیم جزیره تنهایی . ولی دیدیم اونجا رو به علت اینکه تو طرح شهرداری قرار داره فعلن درشو بستن  !

Posted by ج .آ @ 21:55 |