تبليغاتX
.: عکسهای مجلات قدیمی وشعر و ترانه :.
استخاره
شنبه هجدهم آبان 1387
 

مردی با الاغ فرتوت خود به کنار رود خانه ای رسید که به ناچار میبایستی

از آن عبور میکرد ولی وضع آب طوری بود که خطر غرق شدن وجود داشت .

رهگذر سعی کرد محلی که  وسعت بیشتری داشته باشد و آب عمق کمتری

 برای عبور انتخاب کند .پس از مدتی راه پیمایی محل مناسب را پیدا کرد

ولی برای مزید اطمینان تصمیم گرفت استخاره ای بکند.

اتفاقا جواب استخاره بد بود چاره ای نداشت .دوباره براه افتاد تا محل

 مناسب تری را پیدا کرد اما در آن جا هم استخاره منفی بود .

بالاخره به محلی رسید که عرض رودخانه کم بود ولی عظمت آب زیاد که

 غرش کنان عبور میکرد. مرد فکری کرد و دست با استخاره شد که چطور است

 از اینجا عبور کنم .؟ این دفعه استخاره بسیار خوب جواب داد.

مرد رو به آسمان کرد و گفت:آخه خدا انصاف بده تو خودت از اینجا می توانی بگذری که به من و الاغ مردنی من جواز عبور میدهی ؟

Posted by ج .آ @ 9:54 |
قدیما
پنجشنبه شانزدهم آبان 1387
 

 من و بعضی از  دوستام مثه خیلی از افراد جدا از اشتراک نظری که با هم داریم (که همین باعث دوستی ما شده )سر یه سری  مسا یل باهم اختلاف عقیده داریم که  مثه حل  معادله لاینحل پیدایش  مرغ و تخم مرغ  همیشه با هم کلنجار میریم و بعده کلی بالا و پایین کردن و یکی بدو کردن نمیتونیم همدیگه رو قانع کنیم .

 یکی از این مسایل همین قضیه علاقه من و چند تا از دوستان به تاریخ گذشته این مملکت و زنده نگه داشتن یاد و خاطره ی سالهایی که یا ما اون سالها به دنیا نیومده بودیم یا اگه هم بودیم سن و سالی نداشتیم تا از اون خاطره ای داشته باشیم . اینکه آیا گوش کردن به یه ترانه ی قدیمی و یا دیدن یه عکس زوار در رفته و خوندن مجله ای که سالیان سال از چاپ اون گذشته و...

چه حسی داره ؟ همیشه باعث بحث و جدل بین ماست.

من همیشه  وقتی  میخوام قانع شون کنم .این مثال رو میزنم که: یه نفر از شما به من ثابت کنه که چه  فرقی بین زمان گذشته و حال و آینده است. اصلا مگه میشه خط کش گذاشت و زمان گذشته رو از حال و حال رو از آینده  جدا کرد.

 البته این درسته که گذشته ها گذشته و باید  چشم به آینده دوخت و قدر لحظات رو دونست و...از این حرفا ....ولی چقدر خوبه  ما بدونیم در زمانهایی که مثل زمون خود ما مردم صب از خواب پا میشدن .مثه ما دنبال کار و فعالیت میرفتن مثه ما عاشق میشدن و مثه ما مقهور و مبهوت  تکنولوژی زمونه شون بودن.زندگی  چه طوری بوده .

 وقتی صفحه گرامافون 35 دور خواننده ای رو که مطمئنم مثه افتخاری و محسن یگانه و...محبوب زمون خودشون  بودند( حالا میخواست  قمرالملوک باشه یا ظلی و داریوش رفیعی ..). میذاشتن تو گرام توپازشون  و به قول امروزیها حالشو میبردن!! صدای اون خواننده و ترنّم  موسیقی اش واسه شون دنیایی داشت ... و اونا رو به رویا هاشون میبرد و  یا عکس سیاه و سفید یا بعدا رنگی هنر پیشه و خواننده دلخواهشون و تو مجلات میدیدن و کلی صفا می کردن و ...

چه حسی داشتن .   فقط شاید  فرقشون با ما این بود که  حتما وقتی پیش دوست و فامیل پز  دستگاه تلفن هندلی شو ن و میدادن وبا داشتن یه رادیو لامپی فیلیپس قد یه تلویزیون بیست و یک اینچ! ! که فقط  سر یه ساعت مشخص با خش خش زیاد  میشد چند تا ترانه گوش کرد و همه فامیل و میخکوب سر جا شون  نشوند. فکر نمی کردند که یه روزی بشه مثه چن سال پیش که داشتن یه گوشی گوشکوبی صاایران و سوار شدن تو خودرویی مثه پراید باعث افتخار پیش فک و فامیل باشه و بعده یه مدتی مثه این روزا داشتن یه  ام پی تری پلیر  با رم چند گیگی و سوار شدن  تو  خودرو ملی !!و یا  سیر و سفر نسبتا ارزون تو دنیای  اطلاعات (اینترنت ) که انگارهمه دنیا رو گشتن . اوج خواستها شون بشه...

ولی همین خود ما. اگه چن سال بعد وقتی بچه مون بفهمه که باباش تو اون سالها  (منظورم همین روزاس) دلش به چه چیزای پیش پا افتاده ای مثه پرادو  و یه اینترنت در پیتی با سرعت فوق تصور کنونی !!!  و ال سی دی فلان اینچ و...ترانه های چاووشی وترانه های  رپ بعضا صد من یه غاز  دل  خوش بود  چه حالی پیدا می کنیم ؟بیایم یه کم منصف باشیم

لااقل قدیما (ببخشید قرار شد فرقی بین زمانها قایل نشویم! ) هر چیزی که کم داشت این قضیه ا ش خوب بود که این طور که میگن : کسی در پی تخطئه گذشته ها نبود و همیشه در پی اون بودن که از تجربیات گذشتگان کسب فیض کنند و کسی رو به جرم علاقه به گذشته ها مورد عتاب قرار ندن.حالا نمیدونم نظرم درست باشه یا نه ؟ اگه دوستام موافق باشن که هیچ . ولی اگه نباشن من بازم دوستشون دارم چون واسه اونا س که من  انقده روده درازی کردم . منو ببخشید ... دوستتون دارم. 

Posted by ج .آ @ 21:40 |