تبليغاتX
.: عکسهای مجلات قدیمی وشعر و ترانه :.
مرضیه
سه شنبه چهاردهم آبان 1387
Posted by ج .آ @ 21:56 |
روز قیامت
دوشنبه سیزدهم آبان 1387
 

گویند:مرحوم مشیرالسلطنه سالی دو ماه روضه خوانی میکرد و شیعیان را

 اطعام میکرد و در روز آخر ماه خاخام یهودیان و کشیش مسیحیان را

 دعوت میکرد.  روزی محمد علی شاه از وی پرسید: که در مجلس روضه خوانی

 چرا  مسیحیان و یهودیان را دعوت میکنی؟ او گفت :قربان کار از محکم

 کاری عیب نمی کند. بنده سالی دو ماه در مجلس عزای خامس آل عبا. شیعیان

 را اطعام میکنم و از بابت احتیاط دو روزی هم نمایندگان یهود و مسیحی

 را دعوت می نمایم .کسی چه میداند شاید حق با آنان باشد .اینکار را میکنم

که روز قیامت کلاهم پس معرکه نباشد..!

Posted by ج .آ @ 21:51 |
منوچهر
جمعه دهم آبان 1387
Posted by ج .آ @ 21:45 |
پرنده
جمعه دهم آبان 1387
 

 

پرنده گفت :چه بویی چه آفتابی آه

بهار آمده است

 و من به جستجوی جفت خویش خواهم رفت

پرنده از لب ایوان پرید و رفت

پرنده کوچک بود

پرنده فکر نمی کرد

پرنده روزنامه  نمی خواند

پرنده قرض نداشت

پرنده آدمها را نمی شناخت

پرنده روی هوا

و بر فراز چراغ های خطر

در ارتفاع بیخبری میپرید

و لحظه های آبی را

دیوانه وار تجربه میکرد

 

پرنده  آه فقط یک پرنده بود

 

 

فروغ فرخزاد

 

Posted by ج .آ @ 18:26 |
ارتکاب
پنجشنبه نهم آبان 1387
 

مدتها بود با خودم کلنجار میرفتم که  لابلای عکسها و اشعاری که در پستهایم می آورم

 گاهی اوقات یادداشتها و برداشتهایم از  مسایل روز را نیز بگنجانم ولی با خودم میگفتم:

 شاید این کارم با هدف اولیه ام که درج عکس و شعر در این وبلاگ  بوده(البته تا این ساعت )

   و هست  تناقض داشته باشد.

  حال با گذشت روزها و احساس نیاز شخصی خویش   میخواهم مرتکب !! این عمل شوم و از

  این پس با قلم به زعم خودم ناتوانم خاطره ها .روزنوشتها  و نظر اتم نسبت به

  زندگی.اجتماع .هنر و...  را جهت همفکری و تعامل با دوستان عزیز به اشتراک

 بگذارم . امیدوارم بازدیدکنندگان گرامی این وبلاگ با شرکت در این بحثها و دادن نظر این

 حقیر را مورد لطف قرار داده  و دریچه های تازه یی را به  چشم اندازهای مطالب بگشایند.   

  

Posted by ج .آ @ 10:59 |